محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )

66

تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )

با باقلا بجوشانند تا باقلا مهرّا شود و پشم ، سياه گردد و به دستور ، تجديد پشم و باقلا نمايند تا مردارسنگ به حد سفيدى رسد و اين قسم [ سفيد ] كردهء او مستعمل اطبّا است در قطع رايحهء كريههء زير بغل و ساير اعضاء و در منع عرق و ساير آثار . دستور ساختن كشته : كه به عربى ند نامند : بخور و شرب او مقوّىّ دل و دماغ و حواس و معدل هواى وبائى و محرِّك باه است : گل سرخ ، پوست ترنج ، صندل سفيد ، عود هندى ، حسن لبه ، بالسوية و نبات ، دو وزن همه [ با ] قليلى مشك ، قرصها بسازند . عمل مرّمكى : كه در بخور بهتر از كشته است : عود قمارى ، صندل سفيد ، هر يك ، يك جزء حسن لبه دو جزء ؛ نبات ، دو وزن همهء ادويه . صفت عبير : صندل سفيد ، سه جزء ؛ ريشهء و الا ، بيخ سنبل ، گل سرخ ، سنبل الطيب ، بيخ سوسن كبود ، بهار نارنج ، گل سنجد ، سعد ، نارنجك ، هر يك ، يك جزء ؛ مشك قدر قليلى ، بسيار نرم سائيده و استعمال نمايند . غاليه : در باب نوزدهم دستور ثانى مذكور است . طريق پنجم : در اصول صناعت و امور غريبه : بدان كه : علم صناعت علمى است به تبديل قواى اجرام معدنى بعضى به بعضى تا حاصل شود ذهب و فضه از ساير فلزات و آن را كيميا نامند . و علم طلسمات [ علمى است كه ] به آن دانسته شود كيفيت تمريج و قواى فاعلهء عاليه با مفعولهء سافله تا فعل غريب از او حادث گردد و آن را ليميا نامند . هيميا : علم تسخيرات است و آن معرفت احوال كواكب سبعهء سياره است از حيثيت تصرف ايشان كه فواعل علوىاند در قوابل سفلى و دعوات و خواتيم و بخورات [ ايشان ] و تسخيرات روحانى و عزايم جنّيّان و معرفت اقداح و منازل مثل آن . سيميا : علم خيالات است كه به آن تصرف در خيال مقيد كنند تا احداث مثلات خياليه كند و در خارج موجود نباشد . ريميا : علم شعبدات است و اين ، معرفت قواى جواهر ارضيه است و مزاج آن به يكديگر تا از آن قوّتى حاصل شود كه از آن قوت ، فعل غريب صدور يابد . پوشيده نماند كه اكسير ، نزد بعضى ممتنع الوجود است و از عالم قلب ماهيّت مىدانند